| پشت در چه کسی است؟ خیلی جالبه این مطلب |
| ساعت ۱۱:٥٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤ |
|
1-چه عیبی دارد که این یادداشت را با نقل یک داستان -بخوانید افسانه- آغاز کنیم؟! این داستان را همه کسانی که سن و سالی از آنها گذشته است، شنیده و به خاطر دارند. ماجرای معروف «شنگول و منگول و حبه انگور»! و گرگی که در آرزوی دریدن آنها هر روز به حیله ای متوسل می شد. زمینه همه ترفندها یکسان بود و ظاهر آنها متفاوت و رنگارنگ. گرگ درنده برای ورود به خانه شنگول و منگول و حبه انگور ناچار بود خود را به جای مادر آنها جا بزند، یک روز با تقلید صدای مادر، روز دیگر، با پنهان کردن پنجه های تیز و... ترفندهای گرگ اگرچه دردسر آفرین بود و تا مرز فریب نهایی پیش می رفت ولی، آنطور که پدر بزرگ ها و مادربزرگ های خدابیامرزمان تعریف می کردند، هیچیک از آن ترفندها به نتیجه نمی رسید، امروزه، اما در عصر مدرنیته و پیشرفت های الکترونیک، آن داستان به یک لطیفه تبدیل شده است و نسل کنونی، داستان یاد شده را با تغییر بخش پایانی آن می شنوند. «آقا گرگه پشت در ایستاد و زنگ زد. شنگول و منگول و حبه انگور پرسیدند کیه؟ و آقا گرگه در حالی که با هزار زحمت، صدای خود را تغییر داده بود گفت؛ منم، مادرتون، در را باز کنید! و پاسخ او قهقهه بلند خنده بود و صدایی که می گفت؛ آقا گرگه! خجالت بکش! برو پی کارت! حالا دیگه ما آیفون تصویری داریم»!
کلمات کلیدی:
|
|
| گدا و بهاءالله مهاجرانی |
| ساعت ٧:٢٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۸ |
|
گفت: در خبرها آمده بود که بهاءالله مهاجرانی به دعوت دربار آل سعود مخفیانه به عربستان رفته و درباره چگونگی تبلیغات اپوزیسیون علیه جمهوری اسلامی ایران با مقامات امنیتی آن کشور به مذاکره نشسته است.
کلمات کلیدی:
|
|
| یک آدم خل و چل |
| ساعت ۳:٤٩ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٤ |
|
گفت: یک سایت ضدانقلابی در انگلیس نوشته است اگر فرزندان موسوی و کروبی هم گفتند که پدر و مادرشان زندانی نیستند نباید باور کنیم، چون رژیم همه را وادار می کند به نفع حاکمیت حرف بزنند.
کلمات کلیدی:
|
|
| موسوی:با این وضعیت به زودی دستگیر می شوم! |
| ساعت ۳:٤٢ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٩ |
|
میرحسین موسوی که این روزها مورد انتقاد شدید حامیان خارج نشین خود و طیف ضدانقلاب واقع شده و وی را به ماشین بیانیه نویسی تشبیه کرده اند،این ایام مشغول طراحی نوع مواجهه خود با سید محمد خاتمی می باشد.
|
|
| لال |
| ساعت ۱:٢٦ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٩ |
|
گفت: در سالگرد حماسه ٩ دی ماه ٨٨ بار دیگر گروه های ضد انقلاب حامی فتنه به جان هم افتاده اند.
کلمات کلیدی:
|
|
| ورپریدگان (نوری زاده یا دروغ زاده) |
| ساعت ٧:۱٠ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٢ |
|
گفت: در خبرها آمده است که نوری زاده معروف به دروغ زاده و مهاجرانی معروف به بهاءالله از طرف سازمان MI6 انگلیس برای حضور در مراسم حج امسال مأموریت یافته اند. نوری زاده رفته و بهاءالله آماده رفتن است. |
|
| اعتراف به سبک فتنه گر |
| ساعت ٤:۱٠ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۸ |
|
گفت: این روزها سران فتنه و سایت های ضدانقلاب حامی آنها بدجوری به اکبر پونز حمله می کنند.
کلمات کلیدی:
|
|
| فینال |
| ساعت ۱:٥٠ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٥ |
|
| کلک چوپان فداکار |
| ساعت ٩:۳٢ ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٦ |
|
| لجاجت های ابلهانه سران فتنه |
| ساعت ۱۱:٢٥ ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱ |
|
گفت: سایت جرس، حلقه ماسونی لندن و حامی فتنه سبز از مصوبه مجلس درباره دانشگاه آزاد حمایت کرد.
کلمات کلیدی:
|
|
| باید با مردم رابطه خوبی داشته باشیم؟!! |
| ساعت ۱۱:٤٩ ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٧ |
|
گفت: تازه چه خبر؟! گفتم: برخی از دست اندرکاران فتنه شکست خورده گفته اند از این پس باید با مردم رابطه خوبی داشته باشیم. گفت: یعنی قرار است دیگر به مردم دروغ نگویند، با آمریکا و اسرائیل و انگلیس علیه مردم همدست نشوند؟! گفتم: چه عرض کنم؟! گفت: یعنی قرار است دیگر با منافقین و بهائیان و سلطنت طلب ها و سایر گروه های تروریست ائتلاف نکنند؟! گفتم: نه بابا! کجای کاری؟! باز هم به گونه ای بر وفاداری خود به مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس و اصرار بر ائتلاف با گروه های ضد انقلاب تاکید کرده اند. گفت: پس چگونه می توان به قول آنها اعتماد کرد؟! گفتم: یارو از خواب که بلند شد گفت؛ زنده باد خودم که از صبح تا حالا برخلاف روزهای قبل، نه دروغ گفته ام، نه حرف بد زده ام، نه مال مردم خورده ام، نه چاقوکشی کرده ام و... مادرش گفت؛ مرد حسابی! از دیشب تا حالا که خواب بودی، از رختخواب بیا بیرون تا معلوم بشه چیکاره ای!
کلمات کلیدی:
|
|
| آیا اصلاح طلبان و میرحسن خاصیتی برای ما ایرانیان دارند؟ |
| ساعت ٩:٥٦ ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥ |
|
پس از یک سال پنهانکاری و انکار، ائتلاف میرحسین موسوی با سران گروهک های لیبرال و ضدخط امامی علنی شد. در انتها باید گفت که آیا اصلاح طلبان و میرحسن خاصیتی برای ما ایرانیان دارند؟ آیا این جریان مرموز و میلیاردها دلار آمریکایی و صهیونیستی برای دشمنی و جنگ نرم وخشکاندن ریشه ما ایرانیان از اینجا آب نمی خورد؟ آیا تحریم ها و فشارهایبین المللی بر ما ایرانیان از کانال تشویق این مزدوران کثیف نمی باشد؟ و آیا ...
کلمات کلیدی:
|
|
| حمایت اوباما از سبزها بدون بوسه مرگ! |
| ساعت ۱٠:٤۱ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ |
|
کمیته فرعی مجلس نمایندگان آمریکا روز پنجشنبه شاهد جلسه استماع نمایندگان کنگره درباره مسائل داخلی و حوادث بعد از انتخابات ایران بود که طی آن نمایندگان آمریکایی خواستار حمایت دولت آمریکا از ناآرامیهای داخلی در ایران شدند.
کلمات کلیدی: حمایت اوباما از سبزها بدون بوسه مرگ!
|
|
| موسوی گفت: آی دزدرا بگیرید! |
| ساعت ٩:۳٩ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ |
|
میرحسین و کروبی کاندیداهای شکست خورده در انتخابات دهم با علم به اینکه در انتخابات رای نخواهند آورد و بر اساس تمام نظر سنجی های داخلی و خارجی این مطلب را از قبل می دانستند .اما بدنبال یک طرح و نقشه که دشمن آن را هدایت می کرد با برنامه ریزی و اعلام اینکه اگر من رای نیاوردم حتما تقلب شده است شروع کردند به هیاهو و فریاد کشیدند: آی دزد آی دزد. داستان دزدی را که در مهلکه گرفتار آمده بود و برای فرار از آن فریاد می زد دزد را بگیرید را همه می دانیم . در این باره باید گفت متقلب بزرگ و تقلب اصلی خود موسوی بوده است که با رفتار مزورانه و منافقانه خود مبنی بر اعتقاد به قانون و نظام و اطاعت از ولی فقیه موجب شد که ١٣ میلیون نفر به او رای دهند والا اگر این چهره سیاه و خباثت آمیر را می شناختند بعید بود حتی یک رای هم از سوی ملت به او داده شود. در هر صورت آشوب های این سران فتنه، باعث شد بخشی از نقشه دشمنان در این انتخابات بزرگ عملی گردد. البته هوشیاری مردم و رهبری نگذاشت این کرکسان به اهدافشان برسند و با در سراسر کشور به حمایت از نظام و انقلاب و اسلام، سیلی محکمی به دهان یاوه گویان و اجنبی پرستان و وطن فروشان زده شد که باید در یک کلام گفت : اصلاح طالبان و سران فتنه در این کشور برای همیشه مردند و آرزوهای اربابانشان به گور رفت. |
|
| بهراستی چه شد که عمار، عمار شد و ابوموسی اشعری مظهر بیبصیرتی |
| ساعت ٩:٥۱ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۱ |
|
بیانات رهبر معظم انقلاب در سالروز قیام خونین مردم قم در ١٩ دی ماه بار دیگر نکات و راهبردهایی را برای دلهای بیدار در برداشت. در شرایط فتنهانگیز امروز توجهدادن ایشان به عنصر بصیرت و بهرهگیری از تاریخ تطبیقی برای دریافت آموزههای دینی–تاریخی، مبنای بررسی حماسه ٩ دی شد که تبلور بصیرت مردمیگردید که بیگمان باید آن را نقطه تراز تثبیت نظام دانست. در این میان و با توجه به بیانات رهبر انقلاب آنچه لازم و ضروری بهنظر میرسد تحلیل و بررسی حماسه ملتی است که نظام خود را در برابر سیل حوادث داخلی و خارجی بیمه ساختند. شاید بتوان از لابهلای بیانات رهبری به چند عنصر اصلی توجه داشت. بیشک اولین مهم اشاره به «پرچم»هایی است که در روزگار امیرالمؤمنین(ع) به اهتزاز درآمد. بیرقهایی که در روزگار خود مصاف دوجبهه بودند، حق و باطل. فریدون حاجیپور
کلمات کلیدی: فتنه سبز و ابو موسی اشعری
|
|
| فتنه سازان وطن فروش سبز نما باز هم ناکام ماندند |
| ساعت ۱۱:٥۸ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٧ |
|
روزهای آذر ماه یکی یکی سپری شد تا به روز شانزدهم رسید. همان روزی که ۵۶ سال قبل، دانشجویان در اعتراض به حضور نیکسون معاون رئیس جمهور وقت آمریکا در ایران دست به اعتراض زدند اما رژیم وابسته پهلوی برای خوشخدمتی ٣ تن از آنان به نامهای شریعت رضوی، بزرگنیا و قندچی را مقابل پاهای فرستاده آیزنهاور قربانی کرد تا بلکه بتواند ندای حق طلبی و استکبارستیزی یک ملت را خفه کند. و حال اینک پس از نیم قرن ١۶ آذر بار دیگر از راه رسید، روزی که هر ساله به نام و یاد آن سه آذر اهورایی تحت عنوان روز دانشجو گرامی داشته میشود.اما ١۶ آذر امسال فرصتی بود تا جریان فتنه پس از انتخابات اخیر آخرین تیر ترکش خود را رها کند. فرقه سبز اموی که در روز قدس قطره ناچیز خود را در مقابل اقیانوس بیکران مردم روزهدار دید و در روز ١٣آبان عملاً مرگ مغزی خود را مشاهد کرد، تمام عزم خود را جزم کرد تا در روز دانشجو، دانشگاهها را به اغتشاش بکشاند.
میرحسین موسوی کاندیدای بازنده و فلاکت زده و از ملت رانده و به دشمن پیوسته ، پس از رسوایی خود و فرقهاش در ١٣ آبان، ادبیات خود را تا حدودی تغییر داده بود و از لزوم بازگشت به قانون اساسی (!)سخن میگفت، ١۶ آذر را فرصت مناسبی یافت تا در آخرین بیانیهاش باز توهم فانتزی خود را عیان و بار دیگر مسأله تقلب در انتخابات را مطرح کند تا شاید چند نفری بیشتر به این بهانه در حمایت از وی به اعتراض برخیزند، چرا که حیات سیاسی غوغاسالاران فقط با جار و جنجال و هیاهو ممکن است و در صورتی که فضای منطق حکمفرما شود، مرگ سیاسی آنان نیز فرا میرسد. اما با طلوع خورشید ١۶ آذر واقعیتها چیز دیگری را نشان میداد. نه از جمعیت سبزی که موسوی و یارانش به آنها دل بسته بودند خبری بود و نه درگیری قابل لمسی که بتوانند از آب گل آلود آن ماهی بگیرند. در دانشگاه تهران که قلب تپنده علم و فرهنگ این سرزمین است و زادگاه ١۶ آذر سال ٣٢، تمامی هواداران فرقه سبز عددشان از سه رقم بالاتر نرفت. در دانشگاههای دیگر که وضعیت آنان اسفبارتر بود و جمعیتهای نهایتاً ۶٠-۵٠ نفری شعارهای چند ماه گذشته خود را تکرار کردند. در مقابل آنان دانشجویان مکتبی و پیرو خط امام و رهبری هر چند از هر گونه درگیری پرهیز میکردند اما جمعیت چند هزار نفری آنان مانور قدرتی بود که مخالفان تحمل دیدن آن را نداشتند. فرقه فتنه وقتی فضای داخلی دانشگاهها را به نفع خود ندید استراتژی حرکت به سمت خیابانها و دعوت از مردم برای پیوستن به آنان را دنبال کرد. سر دادن شعار «ایرانی باغیرت حمایت حمایت» که توسط جمعیتهای ۵٠ الی ١٠٠ نفره در برخی نقاط مرکزی تهران سرداده میشد بیش از پیش نشان از ناکامی آنها در جذب حمایت مردم از ساختارشکنیهای آنان داشت. بیاعتنایی مردم کوچه و خیابان نسبت به این گروههای چند نفره باعث عصبانی شدن آنها شده و این امر موجب میشد تا آنها به دنبال بهانهای برای ایجاد درگیری با نیروهای امنیتی و شلوغ کردن فضا بگردند. آتش زدن چند موتوسیکلت پلیس، سردادن شعارهای تحریک کننده، شکستن در دانشگاه هنر و حمله به دانشجویان بسیجی در مراسم گرامیداشت شهدای دانشجو و ... را باید در این راستا ارزیابی کرد. رسانههای غربی و در رأس آنها بنگاه خبر پراکنی «بی.بی.سی» که طی چند هفته گذشته از تمام توان رسانهای خود استفاده کرده بود تا بتواند میوههای دسترنج خود را در روز ١۶ آذر بچیند با مشاهده جمعیت حقیر فرقه سبز ابتدا سعی کرد حضور «مردم!» را در اعتراض به نظام، گسترده نشان دهد اما پس از دریافت واقعیات، سیاست خود را عوض کرده و فضای پلیسی را مانع تحقق آرزوهای سبزپوشان اعلام کرد. بالاخره خورشید ١۶ آذر نیز غروب کرد و جریان فتنه که با هزاران امید به این روز دل بسته بود با کولهباری از یأس به لانه خود خزید و حال در این اندیشه است که پس از ناکامی در سیاسیترین روز دانشگاهها که همیشه بیشترین پتانسیل را برای جذب دانشجویان و سوءاستفاده از آنان دارا است، دیگر به چه روزی امید ببندد. شرم و لعن خدا بر فتنه گرانی که با پنهان شدن خود، دراماکن امن تعدادی از جوانان
نا آگاه را برای رسیدن به جیفه دنیوی خود فدا و به خیابانها می کشانندو حتی بعد از قتل و کشتن ٣٣ نفر از هموطنانمان باز هم دست به طراحی برای کشتن تعدادی دیگر از جوانانمان را توسط تیم های تروریستی می زنند که بتوانند از این رهگذر آتش فتنه را شعله ور سازند و مسئولیت آن را به گردن نظام بیندازند. انسان مانده است که این نابخردان چقدر جنایتکار و خیانتکار و وطن فروش هستند!! این تیم های تروریستی بحمدالله با هوشیاری امت حزب الله و سربازان بقیه الله (عج) دستگیر شدند و انشاالله این قاتلان و سران فتنه بزودی به دار مجازات کشیده خواهند شد و انتقام و قصاص این همه ظلم را پس حواهند داد.
|
|
| دروغ و دروغگویان سبز |
| ساعت ۱:٠۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٦ |
|
شکی نیست که دروغ گفتن امری مذموم و ناپسند است. این نکته نیازی به توضیح و آموزش ندارد زیرا در جامعه ایرانی، نخستین گام آموزش چنین نکاتی به کودکان است تا در بزرگسالی از خصلت خوب راستگویی و صداقت خود و اطرافیانشان بهرهمند شوند. هر چند در این نوشتار حقوقی درصدد تبیین یک مبحث اخلاقی نیستم اما لازم است تا پشتوانههای اخلاقی حکم دروغگویی در قانون مرور شود بلکه برخی از افراد بیشتر به خود بیایند. در اوضاع و احوال کنونی دروغ گفتن در عالم سیاست جزء لاینفک کلام برخی از اشخاص شده به نحوی که شنونده یا خواننده مطالب مورد نظر شک میکند که آیا حکم شرعی دروغ گفتن از حرام به واجب تغییریافته که اینقدر راحت و بدون دغدغه این مطالب ارائه میشود یا اینکه قضیه دیگری است و برخی اشخاص اساساً حساب و کتاب عالم آخرت را فراموش کردهاند. به هر ترتیب دروغ گفتن از زمره گناهان کبیره است هر چند که بیان این نکته اخلاقی توسط یک عالم ربانی و استاد اخلاق اثر سازندهتری در دروغگویان خواهد داشت اما هماکنون من درصدد بیان مجازاتهای قانونی دروغگویی سیاسی هستم. اگر کسی با جسارت تمام به شخصیتهای انقلاب (شخصیتهای حال و گذشته) دروغی را نسبت داد در کجای قانون بدین موضوع پرداخته شده؟ در فصل بیست و هفتم از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی در مورد این اشخاص یک ماه تا یک سال حبس و حداکثر ٧۴ ضربه شلاق مقرر شده است. در ماده ۶٩٧ قانون مجازات اسلامی آمده است که «هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جراید یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر، به کسی امری را صریحاً نسبت دهد یا آنها را منتشر کند که مطابق قانون آن امر جرم محسوب میشود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت کند جز در مواردی که موجب حد است به یک ماه تا یک سال حبس و تا ٧۴ ضربه شلاق یا یکی از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد» بنابراین هر کس هر نوع اتهام یا حرفی در مورد شخصی بیان میکند باید از عهده اثبات آن برآید، در غیر این صورت طبق قانون موجب مجازاتش خواهد بود، هرچند که این مجازات در مورد کسی است که قصد اضرار به غیر او ثابت نشده است. در صورتی که شخص دارای سوءنیت بوده و عالماً و عامداً مرتکب چنین عملی شود طبیعتاً باید مجازات سنگینتری را تحمل کند. این مجازات دو ماه تا دو سال حبس یا حداکثر ٧۴ ضربه شلاق است. مستند به ماده ۶٩٨قانون مجازات اسلامی «هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله نامه یا شکوائیه یا مراسلات یا عرایض یا گزارش یا توزیع هرگونه اوراق چاپی یا خطی با امضا یا بدون امضا اکاذیبی را اظهار کند یا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقیقت رأساً یا به عنوان نقل قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی تصریحاً یا تلویحاً نسبت دهد اعم از اینکه از طریق مزبور به نحوی از انحا ضرر مادی یا معنوی به غیر وارد شود یا نه علاوه بر اعاده حیثیت در صورت امکان، باید به حبس از دو ماه تا دو سال یا تا ٧۴ ضربه شلاق محکوم شود.» همانطور که از عموم کلمه هر کس در ابتدای این ماده استنتاج میشود شخص دروغ گوینده فرقی ندارد که هم اکنون صاحب منصب است یا در گذشته صاحب منصب بوده است. طبیعی است که با اضمحلال دروغ بسیاری از مشکلات کنونی حل میشود و وحدت ملی حاصل میشود و این ممکن نیست مگر با برخورد قضائی و قانونی با دروغگویان، در هر رده و مرتبهای که باشند که البته اگر سهم دانه درشتها بیشتر باشد تأثیر مثبت آن در جو عمومی جامعه قطعاً بیشتر خواهد بود. این مطلب توسط اباذر آذربون نوشته شده که از ایشان تشکر می کنیم.
کلمات کلیدی: دروغ و دروغگویان سبز
|
|
| نامه ای به پدر زندانیم |
| ساعت ۱۱:٤۸ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۱ |
|
سلام خدمت پدر بزرگوارمان. امیدوارم که بابایی، حالت خوب باشد. بابایی، در بیرون از زندان آنقدر هوا گرم است که به قول قدیمیها، خر تب میکند، سگ سینهپهلو! باز صد رحمت به زندان که لااقل در آنجا «آب خنک» پیدا میشود. بابایی، باز هم تو را بدون هیچ جرمی به زندان انداختهاند. تو مگر چه جرمی مرتکب شده بودی. مجرم جماعت، تیپ اسپرت میزند و لاتی حال میکند ولی تو همیشه حتی موقع خواب هم کتوشلوار را از تنت در نمیآوردی. یک مقدار در خانه و محل کارت، سلاح سرد و گرم پیدا کردهاند، این را کردهاند پیراهن عثمان و تو را به جرم جاسوسی انداختهاند زندان. خب، اگر شیری، روباهی، یوزپلنگی، چه میدانم خرسی، زرافهای حمله میکرد به دخترت، تو یک سلاح گرم میخواستی یا نه؟! با سلاح سرد هم که میوه پوست میگرفتی. البته یک مقدار هم این ذلیلمردهها نارنجک و کوکتل مولوتف از دخترت پیدا کردهاند. بابایی، به مامورها میگفتی که این مواد آتشزا را جمع کرده بودی برای چهارشنبهسوری! البته اسناد طبقهبندی شده هم بود که آن را هم میگفتی، میخواستی با آن کاغذها موشک درست کنی. پدر مهربانم، تو آنقدر خوب بودی و آنقدر دلت نازک بود که به هیچ پیشنهادی، حالا چه از طرف ما بچهها، چه از طرف مامانی، چه از طرف شهرام جزایری، چه از طرف مامور سفارت انگلیس، چه از طرف سفیر ایتالیا، چه از طرف بیبیسی و چه از طرف سایت چیچینیوز... اسمش خوب بودها؛ آهان! «گویانیوز»، «نه» نمیگفتی! بابایی، ما هر وقت یک چیزی از تو میخواستیم، تو ظرف یک چشم برهم زدن آن را کف دست ما میگذاشتی، خرجش یک تلفن به شهرام جزایری بود. بابایی، من میدانم تو هیچ گناهی نداشتی. البته الان که در زندان هستی، اما قبل از زندانی شدن هم، از بس دیر میآمدی خانه، ما هیچ وقت تو را نمیدیدیم. شبها که تا بوق سگ در قیطریه مشغول تدارک آشوب بودی، صبحها هم هنوز آفتاب نزده، از خانه میرفتی بیرون برای یک لقمه نان حلال و اراذل و اوباش را اجاره میکردی، برای اینکه بعد از انتخابات یک حال اساسی به سطل آشغال خیابانها بدهند و با «آقای پاکی» همکاری کنند. پنجشنبهها که ما را میبردی بیرون، برای ما قصه تعریف میکردی. قصههای تو برخلاف قصههای خاله شادونه و عموپورنگ، سیاسی بود. تو برای ما قصه انقلاب مخملی میگفتی. از «ساکاشویلی» گفتی و اینکه جورج بوش چه آدم خوب و بزرگمنشی است. قهرمانان قصههایتو همیشه سر از آمریکا در میآوردند. بابایی، هر وقت با هم مینشستیم و عکسهای گذشتهات را که خیلی جوان بودی و ریش داشتی، میدیدیم، میگفتی: ما آن زمان جو زده شده بودیم و الا همان زمان هم خیلی به این چیزها اعتقاد نداشتیم. یادم میآید بابایی، برای جوانها که سخنرانی میکردی از آزادی بیان حرف زدی، ولی یک بار که من از تو پرسیدم: چرا دچار افراط و تفریط شدی؟ گفتی: دخترم! این فضولیها به تو نیامده. بابایی، تو همیشه به من میگفتی که نباید از مقدسات، استفاده ابزاری کرد، بعد پارچه سبز را انداختی دور گردنم! بعد هم از اهمیت رنگها در انقلاب مخملین گفتی. البته ما که سنی نداریم. تو هر وقت برای ما از انقلاب مخملی میگفتی، یاد مخمل در کارتون «خونه مادربزرگه» میافتادیم. بعد تو به ما گفتی که «مخمل» یک «بورژوای کمپراتور» بود و این در حالی است که «آقاقولی» حکم یک «خرده پرولتاریا» را داشت و مادربزرگ هم به عنوان «لنین» قصه از آنها حمایت میکرد. بابایی، جرم تو چه بود؟ تو بیگناهی. زنگ زدن به سفارت انگلیس هم شد جرم؟! تماس با سنای آمریکا هم شد جرم؟! سازماندهی آشوبطلبان هم شد جرم؟! آشوب طلبی حالا قبول، جرم است اما تو کلا به سازماندهی و مدیریت از همان بچگی علاقه داشتی. وانگهی در کجای اسلام آمده که سازماندهی اراذل و اوباش جرم است؟ در کجای قرآن آمده که پول گرفتن از آمریکا، گناه است؟ گناه یعنی اینکه آدم چشمش هیز باشد و به نامحرم به چشمی غیر از چشم خواهری نگاه کند. البته «یک نظر» اشکال ندارد. بابایی، دیگر دارم از گرما خفه میشوم. پختیم از گرما. بابایی، ما الان هر دو سه روز یک بار میآییم به دیدنت، اما به ما گفتهاند که با بیبیسی مصاحبه کنیم و بگوییم به ما اجازه دیدار پدرمان را نمیدهند. البته معلم ما همیشه میگفت: دروغگو دشمن خداست. بعدش به ما گفتند که بگوییم پدرمان را شکنجه کردهاند. آخر ما اگر تو را ندیدهایم، پس چطور فهمیدهایم که تو شکنجه شدهای؟! اینها هم مثل اینکه خلاف ادب است، رویم به دیوار، مغز خر خوردهاند. چراغ بیست ویکم به نقل از : جهان نیوز
کلمات کلیدی: نامه ای به پدر زندانیم
|
|
| شازده کوچولو و میرحسین موسوی |
| ساعت ۳:٠۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٥ |
|
یکم) آدمهای بزرگ چراغ بیستم توسط دوست عزیزمان آقای محمد مهدی شیر محمدی روشن گردید که از ایشان هم تشکر داریم.
کلمات کلیدی: شازده کوچولو و میرحسین موسوی
|
|
| اصلاح طلبان یا دشمنان ایرانیان |
| ساعت ۱:۱٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٠ |
|
ما مردم ایران حافظه خوبی از آدم های خوب و از آدم های بد داریم.از جنایات و نکبت هایی که بواسطه انگلیسی های پلید و آمریکاییها در ١٠٠ سال گذشته دیدیم را فراموش نمی کنیم که چه ظلم هایی در حق این مردم مظلوم کردند و امروز هم طفلکی ها میلیارد ها دلار از جیب مردم بدبخت خود خرج می کنند که با حمایت از منافقین و سلطنت طلبان و هر جریان مخالف این کشور و با ساخت و تولید فیلم و برنامه های ماهواره ای و راه اندازی هزاران سایت و ترویج آلودگی های اخلاقی و سیاسی جبران مافات کنند!!! خب این که از آنها که وضعشان معلوم است و نشسته پاک. اما در این وسط این جماعت با نام "اصلاح طلب" چه کاره هستند که اینقدر از جانب آنها در داخل بر علیه مردم و امنیت و اسلام تلاش می کنند. آیا براستی اینها اصلاح طلب هستند یا مفسد فی الارض؟ البته ناگفته پیداست عملکرد آین جماعت همان عملکرد و ترجمه اقدامات آمریکائیها و انگلیسی هااست که برای کم نمودن حساسیت افکار عمومی در صفوف ملت نفوذ کرده اند و همان خواسته دشمن را در لباس خودیها سعی می کنند برآورده سازند. ما مردم هم دیگردشمن را در هر لباس که باشد می شناسیم حتی درلباس مقدس روحانیت. این جماعت نگون بخت و روسیاه در دوره ٨ساله که بر سر کار بودند با ایجاد ناامنی و اغتشاش و اعتصاب و ترویج آلودگیها با نام تساهل و تسامح بر سر فرهنگ و عزت و اقتدار این کشور چه کارها که نکردند و امروز هم با شکست در انتخابات همان راه را با دروغ و تزویر و اغواء برای خوشایند دشمنانمان دنبال می کنند که باید سخن امام عزیز مان را به یاد آورد که فرمود منافقین از کفار بدترند. حال مردم باید هوشیار باشند و دست آنها را بخوانند و بدانند در این کشور هر جا تلاشی صورت گیرد که چهره این نظام مقدس در افکار عمومی جهان خدشه دار شود یا سیر حرکت پیشرفت علمی جوانان کند شود و یا مشکلات اقتصادی برای مردم فراهم گردد و یا هر مشکل فرهنگی و اجتماعی و امنیتی در جامعه پیدا شود رد پای عناصر حودفروخته اجنبی پرست این جماعت اصلاح طلب (افسادطلب) در آن دیده خواهد شد. چراغ نوزدهم را هادی ابوذری روشن کردند که به ایشان خسته نباشی می گیم . موفق باشی.
کلمات کلیدی: اصلاح طلبان یا دشمنان ایرانیان
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |





